در طول ۱۰ سال اخیر بی ثبات ترین دوران اقتصادی در ایران را پشت سر گذاشتدا طی این سال ها، انواع مشکلات را در اقتصاد کلان داشته ایم؛ شکل گرفت. مکرر در بازار دارایی ها را شاهد بوده ایم، با رکود تورمی مواجه شده ایم، بجا تجربه کرده ایم، جهشهای ارزی داشته ایم و شکل گیری تورمهای شدید را شا بوده ایم.
شکل گرفتن حبابهای واجه شده ایم، بحران مالی را جالب است بدانید نرخ متوسط رشد اقتصادی ما طی بیش از ۵۰ سال گذشته نزدیک به ۳ درصد بوده است و مردم پولشان را در بانکی می گذارند که بیش از ۱۵ درصد سود می گیرند! آیا معنای دیگری از دیوانگی می توان برای این کار پیدا کرد؟
هر سال شاهد تضعیف شدید قدرت مالی و زندگی قشر متوسط و زیرمتوسط جامعه هستیم و این داستان ادامه دارد...
راه حل در تمام دنیا بسیار ساده است. سیاستهای پولی درست باید سرمایه های خانگی مردم را به جای سوق به سمت بازارهای غیر مولد مانند طلا، سکه، دلار و ... به سمت تولید هدایت کند. بازار سرمایه ای که می توانست مولد باشد و سرمایه های خرد را به سمت تولید هدایت کند، پر شد از دستکاری ها و بازی هایی که در مقابله و مسابقه با بانک ها برای جذابین ایجاد شده بود و متأسفانه اعتبارش در چشم مردم کم شد و کوچک ماند. راه حل بزرگ کردن بازار سرمایه قطعا از طریق نهادهای مالی حرفه ایست اما این بار باید نسبت به قبل خلاقیت بیشتری به خرج داد.
نقدشوندگی ضعیف یکی از بزرگترین موانع توسعه بازار سرمایه ایران بوده است. در هنگام فروش حجم بالایی از سهام قیمت کاهش می یابد و خریداران نیز مجبور خریدهای خود را در قیمت های بالاتر اجرا کنند. هزینه سنگین معاملات، فعالان را از انجام معامله منصرف می کند و به مدیریت غیرفعال پرتفوی، سوق می دهد. معامله کمتر نهادها، نقدشوندگی بازار را ضعیف نگه می دارد.